بهائی چه خبر؟

« بر سر رو بهکان شیر نری می آید »

بهائی چه خبر؟

« بر سر رو بهکان شیر نری می آید »

اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم
بهائی چه خبر؟

به بابیان و بهائیان و جوانان ایران و نسل جدیدی که از تاریخ پیدایش بهائیگری اطلاع دقیقی ندارند تقدیم میشود.

سيد علي خان مدني :خاتم به معني آخر است و با آن حضرت (پيامبر اكرم ص ) باب نبوت بسته و ختم گرديد .(شرح صحيفه ي سجاديه ) لطفا با نظرات خود مارا ياري فرمائيد .

حروف حی

دوشنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۴، ۰۱:۲۷ ق.ظ

حروفِ حَی، هجده نفری که اولین بار به سیدعلی محمد شیرازی معروف به باب ایمان اوردند را می گویند. از زمان ادعای علیمحمد

شیرازی تا پنج ماه پس از آن، هجده نفر به او ایمان آوردند که براساس حساب حروف ابجد، حروف حی نامیده شدند. 

اسامی انها بشرح زیر است :

 


                                    


ملاحسین بشرویه ای - ملا محمدحسن - ملامحمد باقر - ملاعلی بسطامی - ملاحسن بجستانی- ملا خدابخش قوچانی (جمیعاً از

خراسان) - ملامحمد روضه خوان یزدی - سیدحسین یزدی - سعید هندی - ملاجلیل ارومی - ملاباقر تبریزی - ملا یوسف اردبیلی -

ملامحمود خوئی - ملا احمد ابدال مراغه ای (پنج نفر اخیر از آذربایجان بودند) - میرزا محمدعلی قزوینی - میرزا هادی قزوینی - طاهره قرة

العین و قدوس

سه تن از این هجده تن مشهورند و نامشان در تاریخهای دوره قاجار آمده و از دیگران صرفآ نامی باقی‌ مانده است.

1- ملاحسین بشرویه ای، فرزند حاج ملاعبداللّه صباغ، متولد ۱۲۲۹ در بشرویه از توابع شهرستان فردوس. وی پس از طی مقدمات علوم

دینی با آرای شیخیه آشنا شد و در هجده سالگی برای شاگردی سیدکاظم رشتی از مشهد به کربلا رفت. او چندبار برای دفاع از

شیخیه به نمایندگی از سیدکاظم به نقاط گوناگون ایران فرستاده شد، از جمله به اصفهان نزد حاج سید محمدباقر شفتی و به مشهد

نزد میرزا عسکری مجتهد متنفذ خراسان. پس از درگذشت سیدکاظم، ملاحسین به امید دیدار امام موعود ــ که سیدکاظم ظهور قریب

الوقوعش را وعده داده بودــ به همراه گروهی از شاگردان سیدکاظم، در مساجد سهله و کوفه چله نشینی کرد. او در شیراز به

سیدعلی محمد شیرازی ــ که به تازگی مدعی بابیت امام غایب شده بودــ برخورد و در زمره هواداران او درآمد به روایتی دیگر، این خود

ملاحسین بشرویه ای بود که سیدعلی محمد شیرازی را به طرح دعاوی اش تحریک و تشویق کرد به روایت پیروان باب، وی در اولین

شب ملاقاتش با ملاحسین، در ۵ جمادی الاولی ۱۲۶۰ دعوت خود را آشکار کرد و بدین ترتیب ملاحسین بشرویه ای نخستین کسی بود

که به باب ایمان آورد  و نخستین حرف از حروف حی شد. در سال ۱۲۶۱، که باب ادعای مهدویت کرد، نام و نیز عنوان سابق خود (باب)

را به ملاحسین داد و از این تاریخ در متون بابی از ملاحسین با نام سیدعلی یاد شد.] باب زیارت نامه ای که برای حضرت علی

علیه‌السلام نوشته بود و نیز تفسیرش بر سوره یوسف را به ملاحسین سپرد تا در تبلیغ بابیت وی از آن‌ها استفاده کند. ملاحسین برای

تبلیغ به اصفهان رفت. در آن‌جا ملامحمدتقی هراتی (از فقها) و منوچهرخان معتمدالدوله (حاکم اصفهان) به دعوت او پاسخ مثبت دادند.

وی سپس به کاشان رفت و حاجی ملامحمد مجتهد، پسر ملااحمد نراقی، را هم به بیعت با باب دعوت، و زیارت نامه و تفسیر باب را

به او عرضه کرد. ملامحمد اشکالات صرف و نحوی عبارات باب را گوشزد کرد و دعاوی او را بی اساس خواند. ملاحسین در برابر این

انتقاد پاسخ معروف باب را تکرار کرد که تا پیش از این، دستور زبان (صرف و نحو عربی)، به سبب گناهی که کرده بود، مقید بود و حال با

شفاعت باب قید از آن برداشته شده است. ملاحسین سپس به تهران آمد و محمدشاه و صدراعظمش، حاج میرزا آغاسی، را به آیین

باب دعوت کرد، اما با تهدید اولیای دولت، تهران را به مقصد خراسان ترک کرد. وی با نامه، ملامحمدعلی بارفروشی را از مازندران و

طاهره قرةالعین را از قزوین به خراسان فراخواند. ملاحسین پیش از آن دو به مشهد رسید و حوالی حرم امام رضا علیه‌السلام ساکن

شد. در آن‌جا ملاعبدالخالق یزدی، از شاگردان شیخ احمد احسایی، به او گروید. در نیشابور هم ملاعلی اصغر مجتهد، که شیخی

مذهب بود، دعوت ملاحسین، یعنی بابیت سیدعلی محمد شیرازی، را پذیرفت و به تبلیغ آن پرداخت. تکاپوی ملاحسین در مشهد،

علمای آن‌جا را بر ضد وی شوراند. شاهزاده حمزه میرزا، که در آن هنگام با سربازان خود در خراسان بود، ملاحسین و پیروانش را

فراخواند و از آنان خواست که باب را لعن کنند و از آیین جدید تبرّا جویند. همه، از جمله ملاعلی اصغر مجتهد، بر منبر رفتند و باب را لعن

کردند و ملاعبدالخالق هراتی که حاضر به لعن باب نشده بود، از منبر محروم و در خانه خود حبس گردید. ملاحسین را هم در اردوی

نظامی اسیر کردند. پس از مدتی، ملاحسین از اردو گریخت و خود را به نیشابور و سبزوار رساند. در سبزوار، میرزا تقی جوینی به او

پیوست و چون جوینی در امور اداری صاحب تجربه بود، حساب دخل و خرج ملاحسین و پیروانش به او سپرده شد پس از خروج

ملاحسین از سبزوار، در قریه بیارجمند، آقا سیدمحمد (پیش نماز آن دیار) به استقبال او رفت اما در ضیافت، ملاحسین به حرمتِ قلیان و

قهوه حکم داد و همین امر باعث شد که از آن‌جا رانده شود. در میامی، نزدیک شاهرود، هم ۳۶ نفر به او پیوستند. در آن‌جا میان اهالی

میامی و پیروان او جنگی درگرفت که در آن چندتن از طرفین کشته شدند. وی در شاهرود، ملامحمد کاظم مجتهد را به آیین باب دعوت

کرد که با واکنش تند او مواجه شد. در این هنگام محمدشاه قاجار درگذشت و اوضاع برای تبلیغ مناسب تر شد. ملاحسین بعد از ترک

شاهرود راهی مازندران شد  وی با پیروان خود ابتدا به بارفروش رفت، ولی پس از مواجهه با نیروهای دولتی و زد و خورد اندک، متعهد به

تَرک مازندران شد. وقتی ملاحسین و اطرافیانش بارفروش را ترک می‌کردند، گروهی از قشون دولتی به طمع مال، بر آنان حمله کردند،

اما شکست خوردند. این حادثه ملاحسین را از ترک مازندران منصرف کرد. وی به ساری رفت و پیروانش را در قلعه طبرسی ساکن کرد

حکومت مرکزی، برای سرکوب آنان قشونی فرستاد که به جنگ طبرسی (طبرسی، جنگ) انجامید و ملاحسین در ۱۲۶۵ در این جنگ

کشته شد]

 2- ملامحمدعلی بارفروش (مازندرانی)، ملقب به قُدوس، آخرین فرد از حروف حی که به باب ایمان آورد.پدرش محمدصالح نام داشت.

محمدعلی در ۱۲۳۱ در بابل به دنیا آمد. در کودکی خادم سرای حاجی محمدعلی مجتهد مازندرانی بود. پس از تحصیلات ابتدایی در

بابل و ساری، برای ادامه تحصیل در هجده سالگی به کربلا رفت. چهار سال در مجلس درس سیدکاظم رشتی حاضر و از شاگردان

نزدیک او شد. پس از مرگ سید کاظم در ۱۲۵۹، ملامحمدعلی قصد حج کرد و در مسیر خود در شیراز، بر اثر ملاقات با ملاحسین

بشرویه ای و ملاعلی بسطامی، به باب ایمان آورد. وی تنها فرد از حروف حی بود که همراه باب عازم حج شد ملامحمدعلی در بازگشت

از حج، ابتدا به شیراز رفت و تبلیغ را از آن‌جا پی گرفت. ملاصادق خراسانی به دعوت او بابی شد. در پی آشوب در شیراز، این دو تن را

به همراه ملاعلی اکبر اردستانی، چوب زدند و در بازار گرداندند و نهایتاً از شهر اخراج کردند.  ملاحسین بشرویه ای در راه سفر به

خراسان به بار فروش رفت و در آن‌جا با ملامحمدعلی ملاقات کرد و به وی احترام فراوانی گذاشت و به همین سبب، ملامحمدعلی

اعتبار بسیار یافت. پس از خروج ملاحسین از بارفروش، سعیدالعلما (مجتهد مازندرانی) ملامحمدعلی را از بارفروش بیرون کرد. در پی

ارسال نامه ملاحسین بشرویه ای، او راهی خراسان شد ملامحمدعلی از یک سو و قرةالعین از سوی دیگر، در راه خراسان به بدشت 

رسیدند. آشنایی این دو و پایبند نبودنشان به احکام شرع و مجموعه آنچه در بدشت روی داد، واکنشهایی را در پی داشت. پس از این

واقعه، قرةالعین به قزوین بازگشت و ملامحمدعلی راهی بارفروش شد. دربارفروش ملاحسین بشرویه ای و همراهانش به ملامحمدعلی

و همراهان او پیوستند و فعالیتهای آن‌ها به جنگ طبرسی انجامید. پس از کشته شدن ملاحسین بشرویه ای و به تنگ آمدن بابیها از

قحطی و گرسنگی، که حاصل محاصره طولانی قلعه بود، ملامحمدعلی در پیشاپیش حدود دویست پیرو بابی خود، از قلعه طبرسی

بیرون آمد و تسلیم شد. او را به سعیدالعلما و دیگر علمای آن دیار سپردند و آنان حکم به اعدامش دادند. ملامحمدعلی در ۱۲۶۶ در

سبزه میدان بابل کشته شد.

 3- طاهره قرةالعین قزوینی، عروس و عامل قتل شهید ثالث – ملامحمد تقی برغانی – که فتوای تکفیر شیخ احمد احسایی موسس

شیخیه – را صادر کرده بود. او پس از وقایع بدشت توسط عاملین حکومت دستگیر و اعدام شد. برای مطالعه شرح حال مفصل او به

مقاله مستقلی که به همین نام وجود دارد مراجعه نمایید.

دیگر اعضای این گروه عبارت بودند از :

 4- محمدحسن بشرویه ای، برادر کوچک تر ملاحسین بشرویه ای، که درجنگ طبرسی، در کمتر از بیست سالگی کشته شد

 5- میرزا محمدباقر، پسر دایی محمدحسین بشرویه ای، که در جنگ طبرسی کشته شد

 6- ملاعلی بسطامی، از شاگردان سیدکاظم رشتی، که پس از ایمان آوردن به باب، از جانب او مسئول تبلیغ در نجف و کربلا شد. به

خواست علما، مأموران دولت عثمانی او را از نجف به بغداد منتقل کردند و سپس در مسیر استانبول کشته یا فوت شد.

 7- ملا احمد ابدال از شاگردان سید کاظم رشتی، که در واقعه بدشت حاضر بود و در جنگ طبرسی کشته شد

 8- سیدحسین یزدی، که کاتب وحی باب تلقی می‌شود. گروهی از علمای شیخی تبریز حکم قتل او را نیز به همراه باب صادر کردند،

ولی او اظهار توبه کرد و از باب تبرّی جست (که بابیها این اقدام او را تقیه می‌دانند) و بدین ترتیب آزاد شد، اما پس از رهایی، در تهران

مجدداً به طرفداران باب پیوست. پس از واقعه تیراندازی بابیها به سوی ناصرالدین شاه، وی نیز به همراه تعداد زیادی از سران بابی

دستگیر و کشته شد.

 9- میرزا محمد روضه خوان یزدی، که بعدها خود را شیخی معرفی کرد.

10 - سعید هندی، که مأمور تبلیغ آیین باب در هندوستان شد.

11 - ملامحمد (محمود) خویی، از شاگردان سیدکاظم رشتی، که در جنگ طبرسی کشته شد

0)                                                                                                                          ملا خدابخش قوچانی، که12-  ملا خدابخش قوچانی بعدها به ملاعلی معروف شد

1)                                                                                                                           ملاجلیل اردمی، که در    13 - ملاجلیل اردمی که در جنگ طبرسی کشته شد.

 14 - ملاباقر تبریزی، مأمور تبلیغ در ایران و عراق و واسطه انتقال نوشته های باب به ملاعبدالکریم قزوینی.

 15 - ملایوسف اردبیلی، از مبلّغان باب در ایران، که به بابیان قلعه طبرسی پیوست و در پی تسلیم آن‌ها کشته شد.

0)                                                      میرزا محم د16 - علی قزوینی، شوهر خواهر قرةالعین و واسطه ایمان آوردن او به سید علیمحمد باب، که در جنگ طبرسی کشته شد.

17 - میرزا هادی قزوینی، برادر بزرگ میرزا محمدعلی، که از جنگ در قزوین اجتناب کرد.

18 - ملاحسن (محسن) بجستانی، که پس از مدت کوتاهی توبه کرد و از اعتقاد به بابیت سید علی محمد برگشت(1)



1-  تلخیص تاریخ نبیل زرندی و دیگر منابع بهائی




نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی